به نام خدا
"روانشناسي ارتباط با كودك"
تاليف و اقتباس: سيد محمد حسينيان
مقدمه
مجموع روابطی را که از طریق گفتن و گفتگو حاصل می شود ارتباط کلامی می گویند . برای اینکه در شغل خود موفق شویم باید از کلمات با دقت استفاده کنیم . هر کلمه ای احساسات ، عواطف خاص و عملکرد متفاوتی را در افراد برمی انگیزد . اگر کلمات در جا و مکان مناسب خود بکار برده شوند به سرعت برق بر جسم و روح افراد تاثیر می گذارند . بنابراین شایسته است در هنگام مواجهه با مشتری از بکارگیری کلمات منفی همچون : نمی توانم ، غیرممکن است ، امکان ندارد، هرگز و ... پرهیز شود. شما باید از نیروی کلمات و تاثیری که در دیگران دارند آگاهی داشته باشید .
کلمات ، در پیامی که به دیگری منتقل می کنید تاثیر فراوانی دارند . بنابراین از بکار گرفتن کلمات برحسب عادت و بدون اندیشه خودداری کنید .
فراموش نکنید که فرمان دادن یکی از برخورد های محکوم به شکست است . برای این که سخنان شما نافذ و موثر واقع شود باید نظریات خود را با کلمات مناسب و در چار چوب مشخص مطرح کنید . کلمات می توانند تاثیر مثبت داشته باشند و یا با ایجاد حالت تدافعی گفت و گو را به بحث و جدل بکشانند .
پس چارچوب پیام خود را با دقت مشخص کنید و سپس با صراحت و بدون پیشداوری حقایق را با لحن و کلامی غیر مغرضانه شرح دهید .
بیان الفاظی دلپذیر و موزون موجب می شود که شخص مقابل با متانت گوش فرا می دهد ، حقایق را جمع بندی کند و به فکر حل مساله باشد . اما عبارات مغرضانه و کینه جویانه اغلب خشم فرد دیگر رابرمی انگیزد و او را به جبهه گیری دعوت می کند و در نهایت روابط ، را به دشمنی و تعارض و نبرد می کشاند .
یک کلمه باید دقیقا مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد ، نه کمتر و نه بیشتر . به طور کلی کلماتی را انتخاب کنید که در الگوی زیر بگنجد . ( صریح ، کوتاه ، دقیق ، مودبانه ، صــحیح و پر محتوا )
کلمات باید روشن و صریح باشند ، یعنی بتوانند به درستی درونیات شما را به دیگران منتقل کنند .
مطلب را مختصر و مفید بیان کنید تا مخاطبین شوق شنیدن را از دست ندهند . تحقیقات نشان می دهد که آدمی تنها قادر است بین 5 تا 9 نکته را در آن واحد به ذهن بسپارد . پیام خود را تا آنجا که می توانید کامل بیان کنید .
برای درک ارتباط کلامی با مهارتهای چهارگانه ارتباط کلامی آشنا می شویم .
«شنیدن و گفتن، خواندن و نوشتن» مهارتهای چهارگانه ارتباط کلامی هستند که آدمیان به طور طبیعی و به ترتیب آنها را آغاز میکنند :
· گفتن / 2 سالگی
· شنیدن / 4 سالگی
· خواندن / 6 سالگی
· نوشتن / 8 سالگی
ما از زمانی که متولد میشویم میشنویم اما شنیدن بعنوان مهارت از زمانی آغازمیشود که فرد تصمیم میگیرد و با اراده انجام میدهد در این زمینه بیشتر توضیح داده می شود.
گفتن
سخن گفتن فن یا هنری است که آدمی به وسیله آن بر دیگران تأثیر میگذارد. دیگران را ترغیب و اقناع میکند و همواره در مراودات اجتماعی کاربرد دارد.
در اولین لحظه برقراری ارتباط شما با سلام و یا احوال پرسی قدرت بیان خود را نشان میدهید. اینکه چقدر با صلابت سلام کنید یا از روی ترس یا ناراحتی و یا چیز دیگری، وضعیت روحی شما را نشان میدهد.
گفتن در بین مهارتهای چهارگانه بیشترین کاربرد را دارد و برای برقراری ارتباط مهم تلقی میشود. لذا بایستی در هنگام سخن گفتن و یا سخنرانی نکاتی را رعایت کنیم.
· خوب گوش کردن ما را برای بهتر گفتن آماده میکند.
· مطالعه کردن به ما فرصت میدهد تا حرفی برای گفتن داشته باشیم.
· درباره آنچه اطلاعات نداریم اظهار نظر و صحبت نکنیم.
· از به کار بردن کلماتی که معنای آن را نمیدانیم خودداری کنیم.
· به جز آغاز ارتباط سعی کنید اگر از شما پرسش نشد درباره خودتان سخن نگویید.
· هنگام گفتگو به دیگران نیز فرصت گفتن بدهید.
· درباره آنچه علاقمند هستید و اطلاعات دارید صحبت کنید.
· سعی کنید از نظرات بزرگان هنگام سخن گفتن نقل قول کنید.
· در سخن گفتن از دیگران تقلید نکنید.
شنیدن
سرچشمه بسیاری از مشکلات روزمره، عدم توجه به سخنان دیگران است. چرا که بسیاری اوقات بدون اینکه بدانیم دیگری درباره چه چیزی سخن خواهد گفت فکر میکنیم همه چیز را میدانیم.
اندیشمندان بزرگ بر این باورند که (دو باید شنید و یکی باید گفت) از طرفی کسانی که خودشان را علم کل میدانند، اهمیت و ارزشی برای شنیدن قائل نیستند. در حالیکه «شنیدن، بهرهمندی از دانایی تمامی افرادی است که با آنان زندگی میکنیم».
· حال چگونه از این مهارت بهتر و بیشتر بهرهمند شویم :
· بپذیریم که دیگران حق حرف زدن و حرفی برای گفتن دارند.
· از قطع کردن حرف دیگران خودداری کنیم.
· همواره سعی کنید فقط به حرف یک گوینده گوش فرا دهید.
· شنونده فعالی باشید یعنی آنچه را که گوینده درست میگوید تأیید نمایید.
· اگر ابهامی درباره سخنان گوینده دارید سئوال کنید.
· برای کودکان و نوجوانان خیلی مهم است که والدین آنان به سخنانشان گوش دهند.
· گوش دادن یعنی اینکه برای دیگران و حرف آنان احترام قائل هستید.
خواندن
خواندن سومین مهارت ارتباطی است که به طور طبیعی آدمیان از 6 سالگی آن را شروع میکنند، توانایی خواندن امتیازی است که انسانها را به دو دسته باسواد و بیسواد تقسیم مینماید و مهارتی است که این فرصت را ایجاد میکند تا ما بتوانیم از اندیشههای انسانهای بزرگ که عمدتا" مکتوب است، بهرهمند شویم . واقعیت این است که ما چیزی درباره روش صحیح خواندن و مطالعه نمیدانیم و متأسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن به ما نیاموختهاند. با این حال نکات مهمی است که به ما کمک میکند تا با درست خواندن به سوی یکی از اساسیترین نمادهای خودشکوفایی یعنی نوشتن حرکت کنیم.
· هر کس هر مطلب یا هر موضوعی را وقتی برای دومین بار میخواند بهتر و عمیقتر درک میکند. بنابراین تکرار در مطالعه ابزاری مهم در یادگیری است.
· برای مطالعه فعال، نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است. خواندن بدون یادداشت برداری علت مهم فراموشی است.
· خواندن با خط کشیدن زیر نکات مهم، حاشیه نوشتن، خلاصهنویسی و یادآوری دوام مییابد. حتما" باید در حال مطالعه خلاصه برداری کنید.
· پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید.
· حداکثر زمانی که افراد میتوانند فکر خود را برای مطالعه روی موضوعی متمرکز کنند 30 دقیقه است پس ازمطالعه 10 دقیقه استراحت کنید.
· پژوهشگران ثابت کردهاند اگر 30 درصد وقت خود را به خواندن و 70 درصد دیگر را به یادآوری اختصاص دهید بسیار مفیدتر از آن است که تمام وقت خود را به خواندن بگذرانید. بهتر است پس از مطالعه، مطالب را به زبان خودتان بازگو نمایید.
· خواننده باید آنچه را میخواند بفهمد
نوشتن
زبان و خط عمدهترین شیوههای ارتباط کلامی است و انسانها برای بیان احساسات بیشتر از زبان و برای ابراز افکار عمدتا" از خط یاری میطلبند. توسعه علمی جهان نیز مدیون اختراع چاپ است که به تکثیر و توسعه افکارو نوشتههای آدمیان انجامیده است.
اگرچه خوب نوشتن کار دشواری است و نوشتن سخت ترین مهارت ارتباطی است اما چگونه بهتر بنویسیم:
· مدت کوتاهی قبل از آغاز نوشتن، درباره موضوع فکر کنید.
· نوشته کوتاه حداقل با بیش از 3 بخش «مقدمه، متن و نتیجه» تشکیل شود.
· نوشته بلند حداقل بایستی دارای پنج بخش «تیتر، مقدمه، متن، نتیجه و منابع» باشد.
· برای خوب نوشتن به طور گسترده مطالعه کنید.
· غلط انشایی و یا املایی در نوشته تأثیر شگرف بر خواننده دارد.
· از نوشتن کلماتی که معنای آن را نمیدانید، خودداری کنید.
· دقت کنید نوشتهها از گفتهها تأثیر جدیتر و ماندگارتری بر دیگران میگذارد.
· همیشه بایستی متن نوشته پس از اتمام نوشتن و قبل از ارسال به گیرنده یک بار خوانده شود.
علاوه بر مهارتهای ارتباطی اشاره شده مهارت دیگری نیز در زندگی روزمره ما نقش ایفاء می کند که به آن "تجربه " می گویند .
انواع ارتباط
· ارتباط مستقیم و شخصی که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد میشود. در این نوع ارتباط پیامها مستقیما بین دو طرف مبادله میگردد.
· ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی ، در جوامع پیشرفته انسانی برای افراد گفتگوی چهره به چهره مقدور نیست و بناچار بطور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط برقرار میکنند (از طریق روزنامهها ، مجلات و …)
· ارتباط جمعی: ارتباط غیر مستقیمی است که از طریق رسانهها بین گروههای وسیع انسانی ایجاد میشود و ارتباط تودهایی نیز نامیده میشود.
در بحث ارتباطات انساني معمولا پيامهاي از يك سو ارسال ميگردد و از سوي ديگر اين پيام دريافت مي گردد بنابر اين مي توان براي درك بهتر ارتباط به عوامل زير اشاره نمود:
1- فرستنده پيام 2- پيام 3- گيرنده پيام
براي شناخت بهتر مفهوم ارتباط لازم است هر يك از عوامل را به دقت مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
شناخت كودك
مراحل زندگي كودك
زندگي كودك از بدو تولد تادوره نوجواني رامي توان به چند مرحله تقسيم كرد.اين تقسيم بندي معمولأ به علت بودن خصوصيات مخصوص درهريك از مراحل انجام مي گيرد.لذا باشناسايي ويؤگيهايي هريك ازاين مراحل مي توان رفتار مناسبي باكودك ويا نوجوان ارائـه داد.
1-مرحله تولد تا قبل ازورورد به مدرسه: از آنجاكه كودك دراين مرحله قادربه اداره وكنترل خودنيست ،به مراقبت وتوجه بيشتر والدين نيازمنداست مخصوصأ دردوره نوزادي نيازهاي متعددي دارند،كه هرگز به تنهايي قادر به رفع آن نمي باشند.هرچه كودك به سنش افزوده مي شود،ازتوانمنديهاي بيشتري برخوردار مي شودرشدزبان وكاربرد مفاهيم كلامي از حدود دوسالگي به بعد،درك هويت خوددراين مرحله از اهميت خاصي برخوردار است .بطور كلي خصوصيات دراين مرحله را،ميتوان درمواردزير مطرح نمود:
- كودك بخصوص درسالهاي اوليه كودكي نيازمند حمايت والدين جهت رفع نيازهاي اساسي مي باشد.
- رشدجسماني كودك،بخصوص درسالهاي اوليه سريع مي باشد.
- كودك قادربه طبقه بندي اشياءواموربرحسب قوانين منطقي نيست.
- كودك دراين مرحله خودمحور ميباشد .او تصورات وادراكات خودرابرتصورات وادراكات ديگران ترجيح مي دهد وعلت آن عدم توانايي كودك در قرار دادن خود درموقعيت ديگران است.
- كودك هويت جنسي واجتماعي خويش راكسب كرده است.
2- مرحله آموزشگاهي : اين مرحله از سال اول دبستان تاآغاز نوجواني (بلوغ) رادربرمي گيرد.كودك وارد جامعه جديدي به نام مدرسه مي شود.كودك دراين مرحله از لحاظ شناختي ،شخصيتي ،عاطفي ،اجتماعي رشديافته تر مي شود.بطور كلي وخلاصه ،كودك دراين مرحله داراي خصوصيات و ويؤگيهاي زير مي باشد:
· شخصيت كودك دراين مرحله رشد پيدا مي كند وكودك تحت نفوذ خانواده وهمسالان ،درگير مسائـلي چون رشد وجدان ومعيارهاي اخلاقي،همانند سازي نقش جنسيتي،... مي باشد.
· محيط اجتماعي كودك دراين دوره گسترش مي يابد.كودك دراين دوره با مسايل زيادي از جمله ،استقلال وخودمختاري ،معيارهاي اخلاقي ،سازگاري بامحيط مدرسه وقانون مواجه است.
· كودك از لحاظ شناختي توانمنديهاي زيادي راكسب مي كند(تواناييهايي همچون درك مفهوم بقاء ،وزن -حجم -شكل -تعداد،مفهوم عدد وكاركردن با اعداد، استدلال منطقي برحسب اشياء وامور محسوس وعيني ،توجه ودرك ديدگاه ديگران).
3- مرحله نوجواني: كودك با بسياري از نگرشها ،احساسات،مهارتهاو وابستگي هاي اوايل زندگي اش وارد مرحله نوجواني مي شود. معمولأ از نوجوان انتظار مي رود كه مانند فردي مسوُل ،ازاين مرحله بگذرد وبه دنياي بزرگسالي قدم بگذارد. حال آنكه درواقع اغلب اوقات وي ،آمادگي كافي براي ورود به اين دنيا راندارد.بسياري ازجوانان ،بخشي از سالهاي اين دوره را صرف تكميل مهارتها خودآگاهي .واعتماد به نفسي مي كنند كه درسالهاي قبل كامل نشده است.نوجوان آخرين مرحله رشد كودكان مي باشد كه درآن والدين ومربيان مي توانند فعالانه آنان راكمك كنند تامسير زندگي خويش را بياموزند. "
عوامل مربوط به كودك::
سلامت عمومي
سلامت دستگاههاي گيرنده حسي
1. جسماني: مشكلات ارتباطي و تكلمي
ناهماهنگي حسي و حركتي
كلي (هوش)
توانايي و استعداد
اختصاصي(مربوط به درس خاص)
نسبت دادن موفقيت و شكست قبلي
2. شناختي: توجه و دقت (فرايند رواني پايه)
كاركرد حافظه
فراشناخت(آگاهي از مجموعه شناخت و آگاهي فردي)
بيروني
انگيزه دروني
3. عاطفي و هيجاني: مشكلات عاطفي و هيجاني فشارهاي رواني
هيجان ترس – خشم
4. اجتماعي و شخصيتي: اعتماد به نفس
هويت
” اصول رشد “
1. رشد جریانی مرحله ای و پیوسته است: رشد پيوسته است ونه ناپيوسته . مراحلي كه براي رشد اشاره مي شود جدا از هم نيستند بلكه مانند يك خطي از يك نقطه شروع و بدون تمايز ادامه مي يابد .
تقسيم بندي دوره هاي مختلف زندگي بر اساس نوع ديدگاه و زمينه هاي مطالعاتي در رشد صورت مي گيرد. به طور مثال پياژه رشد ( تحول شناختي ) انسان را در چهار مرحله و تا پايان 16 سالگي ، اريكسون رشد رواني – اجتماعي انسان را از تولد تا پايان عمر و در 8 مرحله مطرح مي كند.
به طور كلي وباتوجه به ويژگيهاي مشترك و تكاليف يكسان انسان در دوره هاي مختلف سني مي توان رشد انسان را در 9 مرحله يا دوره مطرح كرد . سنيني كه براي هر كدام از مراحل اشاره مي شود صرفا" تقريبي است.
1) پيش از تولد انعقاد نطفه تا تولد
2) كودكي 1 دو تا شش سالگي
3) كودكي 2 شش تا دوازده سالگي
4) نوجواني دوازده تا بيست سالگي
5) جواني بيست تا سي سالگي
6) ميانسالي سي تا پنجاه سالگي
7) پختگي پنجاه تا شصت و پنج سالگي
8) پيري شصت و پنج سالگي به بعد
2. رشد دارای الگوهای قابل پیش بینی است. (الف- قانون سری – پایی ب- قانون مرکزی- پیرامونی)
بر اساس قانون سري – پايي رشد انسان ابتدا از سر شروع و در نهايت در پا خاتمه مي يابد. كودك تازه متولد يافته ابتدا در سر رشد ميكند و بعد از رشد گردن مي تواند سر خود را نگهدارد. وبعد ا رشد عضلات شانه ،شكم و كمر است كه مي تواند بخزد و بنشيند. آنگاه كه رشد كافي در عضلات پا را كسب كرد قادر به ايستادن و سپس راه رفتن مي شود.
3. تفاوتهای فردی در رشد: تنوع زيادي از نظر رشدي درميان افراد وجود دارد. اين اصل به مفهوم تفاوتهاي فردي در ميان انسان اشاره مي كند همچنانكه مي دانيم ويژگيهاي ژنتيكي هر انسان منحصر به فرد مي باشد لذا هر فرد با توجه به همان و يژگيها و تاثير محيط مي تواند شكل واحدي در رشد داشته باشد با همه اينحال براي راحتي در تحقيقات و ارائه الگو به يك سطح در رشداشاره مي شود كه ما بايد در تعميم دهي دچار خطا نشويم و اين نكته را در نطر بگيريم هميشه يك فرد داراي ويژگيهاي مخصوص به خود مي باشد اگر چه در خيلي از ويژگيها با گروه خود مشترك باشد.
1) نباید انتظار داشت تمام کودکان یک سن مشابه ، شیوه رفتار معینی داشته باشند.
2) تفاوتهای فردی،اعتبار و مسئولیت ویژهای برای هر فرد ایجاد میکندو به او وجود مستقل
می بخشد.
3) برای تربیت کودکان نمی توان از روش های مشابه استفاده کرد.
4. رشد دارای ابعاد مختلف و فرایندی پیچیده است.
1) رشد حسمی و حرکتی
2) رشد روانی(شناختی ،عاطفی،اجتماعی،اخلاقی)
5. دوره های حساس در رشد: تغييرات محيط بيشتر ين تاثير كمي را زماني بر ويژگي دارند كه درحال سريعترين تغيير خود باشد و كم ترين تاثير در ويژگي در زمان كمتر تغيير آن است . اين اصل به مفهوم وجود دوره هاي حساس در زندگي اشاره دارد مانند رشد قد در زير يكسال و وجود امكانات محيطي از جمله تغذيه مناسب مي تواند در افزايش آن تاثير داشته باشد.
6 . هرگونه وقفه اي كه در تداوم رشد بوجود آيد معمولا" به عوامل محيطي مربوط است :
رشد معمولا" با همان سرعتي كه شروع شده پيش مي رود . كودكاني كه زود به حرف مي آيند و يا زود به راه مي افتند معمولا" و احتما لا" در مقابل با كودكاني كه دير به حرف مي آيند و يادير به راه مي افتند در بزرگسالي با هوش ترند .
7. وراثت و محيط هردو در رشته تاثير دارند : تحقيقات روانشناسان رشد نشان داده است كه وراثت ( آمادگيهاي ارثي كه از طريق ژن به فرزندان انتقال مي يابد ) و محيط ( فراهم بودن امكانات لازم جهت افزايش توانمنديهاي كودك ) مي تواند در وضعيت آيند ه كودك تاثير داشته باشد .
محيط را مي توان به طبقات زير تقسيم كرد:
الف) عوامل محيطي پيش از تولد: عوامل محيطي قبل از تولد در رشد فرد تاثير مهمي دارد كه ما در اين قسمت به مهمترين آنها اشاره مي گنيم.
1. سن مادر: به طور كلي زناني كه از مراقبتهاي بهداشتي و پزشكي و همچنين تغذيه مناسب برخوردار باشند مي توانند در هر سني نوزادان سالمي به دنيا آورند و خود نيز سالم بمانند. اما به اعتقاد بسياري از متخصصان بهترين زمان براي حاملگي سنين بين 20 تا 35 سالگي است. سنين پايينتر از 20 سالگي بدليل وزن كم و عدم رشد كافي احتمال مشكلات حاملگي از قبيل كم خوني و مسموميت حاملگي شوند. اين موضوع و خطرات ناشي از نارس بودن نوزاد،كم وزني در سنين بالاتر از 35 سالگي علي الخصوص بالاي 40 سالگي بروز اختلالات كروموزومي به ويژه سندرم داون (منگول) بيشتر است.
2. تغذيه: زنان حامله بايد رژيم غذايي مناسب داشته باشند تا هبنوانند هم سالم بمانند و فرزنداني سالم به دنيا آورند.
3. داروها: به طور كلي بسياري از تحقيقات نشانگر تاثيرات منفي داروها بر سلامت جنين است . داروهايي نظير الكل، نيكوتين ، هورمونها ، بعضي از پادتن ها ، هروئين،متادون همگي در در جنين تاثيرات مخربي مي گذارد. بسياري از نوزاداني كه مادرانشان در دوران حاملگي داروهاي فوق را مصرف مي كردند ، داراي علائمي از اختلالات رفتاري از خود نشان دادند.
4. بيماريها و اختلالات مادر: بيماريهاي ويروسي نظير سرخجه ، آبله مرغان در دوران اوليه بارداري بسيار خطرناك است . و يكي از سخت ترين بيماريهاي ويروسي در سه ماهه اوليه بارداري سرخجه است كه ممكن است منجر به ناهنجاريهاي قلبي ، ناشنوايي ، نابينايي و يا عقب ماندگي ذهني نوزاد شود. اختلالات و بيماريهاي ديگر نظير ايدز ، سيفليس ، مسموميت حاملگي نيز موجب اختالاتي در نوزاد خواهد شد.
5. عامل ارهاش : اگر مردي با ارهاش مثبت با زني با ارهاش منفي ازدواح كند . چنانچه فرزندشان ارهاش مثبت داشته باشد ممكن است خون مادر در مقابل ارهاش مثبت پادتن تشكيل دهد. اين پادتن در بارداري بعدي ممكن است با ارهاش مثبت خون جنين حمله كند. اين تخريب ممكن است مختصر ويا گاهي باعث فلج مغزي ، ناشنوايي و يا عقب ماندگي ذهني شود. خوشبختانه اين مشكل قابل كنترل است و مي توان بعد از تولد نوزاد و با آزمايش خون آن (نمونه بند ناف) چنانچه مادري ارهاش منفي و فرزند ارهاش مثبت دارد با تزريق واكسن از توليد پادتن خون مادر جلوگيري مي شود.
6. اضطراب مادر: اگر چه بين سيستم عصبي مادر و جنين هيچ ارتباطي وجود ندارد. اما حالات عاطفي مادر مانند نفرت ترس و اضطراب در سيستم عصبي مادر تاثير گذاشته باعث آزادسازي بعضي از مواد شيميايي ( مانند اپي نفرين و استيل كولين ) و وارد شدن آن به جريان خون و همچنين تحت اين شرايط بعضي از غدد فعال شده مقادير زيادي هورمون را به خون وارد مي كنند. اين تغييرات از طريق جفت به جنين منتقل مي شود و باعث تاثيرات منفي بر جنين خواهد شد.
ب) عوامل محيطي پس از تولد:
1) محيط فرهنگي و اجتماعي: در هر جامعه اي سنت ها،باور ها نگرشهاو بطور كلي فرهنگ خاصي حاكم است. در آن فرهنگ براي اينكه فرد به عنوان عضو جامعه پذيرفته شود ،خانواده وساير اعضاي جامعه تلاش مي كنند در پرورش وي ارزشها و باورهاي جامعه را لحاظ كنند و بر اساس فرهنگ حاكم بر جامعه ي خود به تربيت فرزندان بپردازند. بطور مثال در بعضي از جوامع توجه به فرديت باعث تربيت افراد مستقل مي شود و يا در بعضي ديگر از فرهنگ ها روح همكاري و جمع گرايي به عنوان يك اصل پذيرفته شده و رفتارهاي متناسب با آن مورد توجه و تشويق قرار مي گيرد. به نظر بسياري از روان شناسان ، فرهنگ و جامعه باعث نوعي نگرش در آموزش و پرورش شده ، باعث ايجاد تبعيض در رشد شناختي كودكان و نوجوانان مي شود . به عنوان نمونه انتظار پيشرفت در رياضيات و مهندسي براي پسران و شغل هاي متناسب با آن و انتخاب اسباب بازيهاي متناسب با جنسيت باعث نوعي نگرش سوگرانه شده و بالطبع در رشد توانمنديهاي آنها تاثير مستقيم مي گذارد.
2) محيط اقتصادي: كودكي كه متولد مي شود با توجه به وضع اقتصادي والدين از امكانات و محركهايي برخوردار است . روشن است چنانچه وضعيت اقتصادي خانواده و جامعه در سطح بالايي باشد كودك و نوجوان از حداكثر امكانات محيطي ، چه در محيط خانواده و چه در مدرسه برخوردار خواهد بود.اين افراد به لحاظ فضاي زندگي،وسايل بازي و محركهاي مناسب جهت پرورش قواي حسي از تحريكات مناسبي برخوردار هستند.
3) محيط خانوادگي: نوع ارتباط والدين با همديگر و همچنين چگونگي تعامل آنها با فرزندان مي تواند در چگونگي شكل گيري شخصيت تاثير بسزايي داشته باشد.يكي از بحث هاي مهم در روان شناسي رشد كودك و نوجوان ، نحوه ارتباط والدين است . به طوري كه در اكثر نظريه هاي رشد كودك و نوجوان ، به اهميت رفتار والدين توجه شده است.رفتار والدين با فرزندان چه خشن و چه محبت آميز ، چه منع كننده باشد و چه اورا آزاد بگذارند غالبا مطابق الگوي فرهنگي خاص كه در آن جامعه قرار دارد انجام مي گيرد.عواملي متعدد در محيط خانوادگي مي تواند در رشد كودك و نوجوان تاثير بسزايي داشته باشد كه اهم آن عبارتند از :
·
